تبليغاتX
جامعه سالم

 یادش به خیر

جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال

شب فراق نخفتیم لاجرم زخیال

دگر به گوش فراموش عهد سنگین دل

پیام ما که رساند مگر نسیم  شمال

غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود

عجب فتادن مرد است در کمند غزال

جماعتی که نظر را حرام میگویند

نظر حرام بکردند وخون خلق حلال

تو بر کنار فراتی ندانی این معنی

به راه بادیه دانند قدر آب زلال

به خاکپای تو دانم که تا سرم نرود

زسر بدر نرود همچنان امید وصال

حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری

به آب دیده ی خونین نوشته صورت حال

به ناله کار میسر نمی شود سعدی

ولیک ناله ی بیچارگان خوش است بنال

+ نوشته شده توسط پویا در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 16:14 |