تبليغاتX
جامعه سالم
قافله سالار باز می گردد.

سایه هشتاد ساله شد.

چند روز پیش روز تولد "سایه" شاعر بزرگ و مورد علاقه من بود.اما چند روز پس از آن هم "لطفی" بزرگ پس از سالها در مقابل دوربین خبرنگاران قرار گرفت و خبر های خوشی داد.امیدوارم پیش از آنکه دیر شود این دو را دوباره کنار هم ببینیم.

+ نوشته شده توسط پویا در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 و ساعت 2:42 |

چند روز پیش نامه کیانوش سنجری بدستم رسید.چندین بار خواندمش.اولین حسی که به من دست داد ترس و وحشت و نفرت بود.دقیقا همان حسی که پس از خواندن مطلب محبوبه حسین زاده(یکی از فعالین حقوق زنان و صاحب وبلاگ پرنده خارزار) درباره روند بازجوییش بهم دست داده بود.نفرت از سیستمی که هرروز در پی ترساندن منتقدان خود(حتی منتقدان قانونی)خود میباشد.اما بعد از چند بار خواندن حس ترس هم جای خود را به نفرت داد.نفرت نه از فرد یا سیستمی خاص بلکه نفرت از رفتاری زشت و غیر انسانی و غیر مدنی.این حس را دقیقا زمانی که فیلم ارتباط یکی از هنرپیشگان با یک مرد از طریق سی دی پخش شد(خانم زهرا امیرابراهیمی) هم احساس کردم.حس تنفر از ورود به حیطه های شخصی افراد در یک جامعه.این دخالت در حیطه های شخصی انسانها چه از طرف افراد یک جامعه و چه از طرف سیستم حاکم بر جامعه واقعا تنها حسی را که در من ایجاد می کند تنفر است.من از آن نمی ترسم که روزی در حیطه شخصی زندگیم کسی وارد شود.بلکه بیشتر از آن می ترسم که روزی من به قلمرو شخصی انسانی وارد شوم زیرا آنروز مطمینا روز مرگم خواهد بود.آری من می ترسم اما بیش از هر چیز از همه گیر شدن خصلتی زشت و کثیف می ترسم که متاسفانه این روزها گریبانگیر خیل عظیمی از افراد جامعه شده است.بیایید همه با هم برای یکبار هم که شده از ورود به خلوت دیگران بترسیم.شاید این ترس برایمان بد نباشد.

+ نوشته شده توسط پویا در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 و ساعت 1:47 |